السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1367
تعليقات نقض ( فارسى )
زمان مانند ابو تمّام طائى ، و ابو بكر بن نطاح ، و علي بن جبله مدّاح او بودند و اين دو بيت از ابو بكر در مدح جود او واقع است ( آنگاه شروع بترجمهء او كرده به تفصيلى كه اين مقام گنجايش ذكر آن را ندارد طالب آن بكتاب نامبرده مراجعه كند ) . نگارنده گويد : ابو دلف مذكور از معاريف عالم و مشاهير جهان است و ترجمهء او در بسيارى از كتب تواريخ و تراجم و ادب و سير مذكور است و امير احمد بن عبد العزيز ابن دلف بن أبى دلف مذكور در كتاب نقض كه مورد بحث ما است از احفاد اوست كه در زمان خود امير كرج و آن حدود بوده است و او نيز در كتب تواريخ و تراجم از امراى نامى و معروف آن خاندان بشمار رفته و چنان كه شايد و بايد معرّفى شده است . ابن الاثير در كامل التواريخ ضمن ذكر حوادث سال دويست و شصت و پنج ( 265 ) گفته : « در اين سال قاسم بن مهاة بدلف بن عبد العزيز بن أبى دلف در اصفهان حمله كرده و او را كشت پس گروهى از هواخواهان ابو دلف بقاسم نامبرده حمله كرده و او را كشتند و احمد بن عبد العزيز را برياست خود اختيار كردند » . آنگاه قضاياى تاريخى وى را كه در زمان تصدّى بامارتش روى داده در سنوات مختلف ياد كرده و ضمن ذكر جنگى كه بسال دويست و هفتاد و نه ميان رافع ابن هرثمه و احمد بن عبد العزيز واقع شده گفته : « ابو العبّاس معتضد خليفهء عبّاسى باحمد بن عبد العزيز بن ابى دلف نوشت كه با رافع بجنگد و او را از رى بيرون كند پس احمد بن عبد العزيز بجنگ رافع شتافته و او را از رى بيرون كرده و خود بگرگان رفت و بسال دويست و هشتاد هجرى درگذشت ( تا آخر كلام او ) » . « استانلى لين پول » در « طبقات سلاطين اسلام » ( مطابق ترجمهء استاد فقيد عباس اقبال ) گفته ( ص 112 - 113 ) : « 49 - بنى دلف ( در كردستان ) از حدود 210 تا حدود 285 ه [ مقارن حدود 825 - 898 م ]